تبلیغات
توتستان - نوستالژیا
 
توتستان
وبلاگ ادبی،سینمایی،انتقادی
سه شنبه 29 اردیبهشت 1388 :: نویسنده : محمدرضا آزادی       

با سلام
نوستالژیا چیست وبه چه کار می آید؟

تمام مطلب من به نوعی تلاش برای پاسخ به این سؤال است.می توان به طور خلاصه گفت چیزهایی که در گذشته ودر طول زمان تاکنون محل ویا مورد علاقه شدید ما بوده اند و ما به شدت به آنها علاقه و وابستگی داشته ایم در این مقوله می گنجد.این اشیا,کتابها,فیلمها,عکسها,محلها,اشخاص ویا هر چیز دیگری که این خصوصیت را داشته باشند می تواند در این ردیف جای گیرد.خصوصیت مهم دیگراین موارد آن است که به محض برخورد اتفاقی یا برنامه ریزی شده با آنها ما به یک حس توصیف ناپذیر که حاصل هجوم همزمان سیلی از خاطرات و احساسات که در طول زمان نسبت به این موارد پیدا کرده ایم دست می یابیم که خود بسیار جالب وجذاب است.معمولاُ این موارد چند وجهی اند یعنی با یادآوری ویا مواجهه با آنها به موارد جدیدی پی می بریم که آنها را قبلاُ درک نکرده بودیم.این موضوع آنها را جذابتر و به یادماندنی تر می سازد.این موارد معمولاُ درلیست بهترینهای شخصی ما قرار می گیرند. در اینجا من تعدادی ازاین قبیل موضوعات که برای خودم نوستالژیا شده اند را می آورم شاید کمی تا قسمتی جذاب باشد
.
بهترین رمانها,داستانها(نیمه بلند و کوتاه),نمایشنامه هاو کلاُ ادبیات داستانی نثر ایران:

آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی(بیشک یکی ازبهترین آثار ادبی در زمینه انقلاب و یک اثر حماسی اسطور ای بیبدیل در تاریخ ادبیات ایران است که اگر به صورت مناسب ترجمه شود حتی می تواند یک شاهکار بین المللی شود.حماسه ماندگار دو انقلابی زن و مردی که عاشقانه همدیگر و وطنشان را دوست دارند که سمبلی از همه عناصر انقلاب در آن حضور دارد.آدمهای این داستان من را یاد قهرمانان اساطیری یونانی می اندازد)

کلیدر اثر محمود دولت آبادی(حماسه از مبارزان عیارصفت ایران که پهلو به پهلوی اثار مشهور حماسی روسیه جنگ و صلح یا دن آرام می زند حتی به نظر من از آنها تا حدودی برتر است.حماسه قهرمانانه یک مرد که علیه بیعدالتی قیام می کند.دارای یک چگوارای داستانی همچون ستار پینه دوز.اثری که می تواند در میان بهترین های تاریخ ادبیات جای گیرد)

روزگار سپری شده مردم سالخورده اثر محمود دولت آبادی(حماسه مردمان معمولی در روزگاری سخت مردمی که با سختی ومشقت زندگی کرده ومی میرنند اما مقاومت میکنند.حماسه ای در حد آثر بزرگ مارکر صد سال تنهایی)

زیر مدار صفر درجه اثر احمد محمود(داستانی جذاب از عشق و حماقتی شیرین با شخصیتی بینهایت جذاب بنام نوذر اما با پایانی تراژیک)

درخت انجیل معابد اثر احمد محمود(تلاش یک مرد برای انتقام با استفاده از قدرت خرافات محلی.نقدی دقیق بر تفکرات خرافی مردم و سوء استفاده قدرتمندان و رندان از آن)

باغ مارشال اثر حسن کریم پور(داستان دو انسان یکی مردی مغرور وبی توجه وزنی ساکت وزجر کشیده سیل حوادث دوباره آن دو را به هم می رساند اما دیگر زمان گذشته و عشق گسسته است)

من او اثر رضا امیرخانی(بهترین عاشقانه تاریخ ادبیات ایران)

بیوتن اثر رضا امیرخانی(رمانی در حد خداحافظ گری کوپر رومن گری.متفاوتترین رمانی که تاکنون در ایران خوانده اید)

قصه های خوب برای بچه های خوب اثر محمد آذر یزدی(بهترین کتاب دوران کودکی.کتابی که مرا کتاب خوان کرد)

سووشون اثر سیمین دانشور(یک رمئو و ژولیت وطنی ولی درونی تر)

شطرنج با ماشین قیامت اثر حبیب احمد زاده(جدال یک انسان،یک بسیجی ساده با یک جاسوس که بعضی مواقع ذهنی میشود)

زیر گرای 270 درجه اثر احمد دهقان(توصیفی آخرالزمانی از خط مقدم جبهه در یک عملیات سخت)

داستان یک شهر اثر احمد محمود(یک رمان نوار(سیاه) در یک شهر دور افتاده بندری)

شهر سوخته اثر احمد محمود(توصیفی متفاوت از شهری در محاصره )

یک عاشقانه آرام اثر نادر ابراهیمی(شاعرانه ترین و متفاوت ترین عاشقانه ای که تا کنون خوانده اید)

ما غریبه نیستیم اثر هوشنگ مرادی کرمانی(روایتی طنزآمیز اما بینهایت جذاب از زندگی نویسنده)

شوهر آهو خانم اثر محمدعلی افغانی(بهترین رمان راجع به هوو در جهان)

وقت تقصیر اثر محمد رضا کاتب(یک رمان نوار سورئال)

مجموعه آثار جمال زاده(داستانهای پندآموز در قالبی مدرن)


متأسفانه تعداد رمانهای خوب ایرانی کم است ولی بعضی از همین ها می توانند با رفتن به بازار جهانی به شاهکار های ادبی بین المللی تبدیل شوند و افسوس که کسی در کشوری که سرانه مطالعه آن 4 دقیقه در روز است وتازه اکثر آن هم به مطالعه روزنامه و یا اینترنت می گذرد به فکر این کار نیست واین شاهکارهای تاریخ ادبیات ما خاک می خورند مثل خیلی چیزهای با ارزش دیگر.

اما

آهای شماها که سر چیزای غیر ممکن به هم می پرید یا فکر می کنید خیلی می فهمید یا تلاش صادقانه دیگران رو برای متفاوت شدن مورد حمله قرار می دید،یه کم یاد بگیرید فضای ذهنیتون رو باز کنید.یاد بگیرید که اگه یکی با تفکرات شما متفاوت یا با سلیقتون جور در نمیاد بایکوتش نکنین یا خودتونو به بیخیالی نزنید.یا نگین اینا با ما آبشون توی جوب نمیره یا یه خط بینهایت بین همدیگه نکشید.این دیوار رو خراب کنید به این ذهن فسیل شدتون یه فشاری بیارید.

سخته اما تلاش کنید حرف همدیگه رو بفهمید.مشکل اصلی ما و دنیای ما عدم درک متقابله این که ما هر کدوم یه دیوار دور دنیامون کشیدیم و به دیگرون به خاطر عدم درکشون اعتراض میکنیم.

ما با هم حرف می زنیم بیرون می ریم دوست می شیم می خندیم حتی عاشق هم می شیم اما هیچ وقت توی حیاط خلوت طرف مقابل نگاهی نمیندازیم چون یا میترسیم یه چیز ناخوشایند ببینیم یا اصلا حالشو نداریم میگیم ادم عاقل دنبال دردسر نمی افته.

اینم یه نوستالژیای مهم من از گذشتس زمونی که مردم براشون مهم بود دیگرون چی میگن یا چه نظری راجع به هم دارن هنوز انقدر توی لاک خودشون قایم نشده بودن انوقتا روابط اجتماعی خیلی جدی ترو پر ملات تر از الان بود.کاش فنآوری ارتباطی هم انقر پیشرفته بود که همه صداشونو بشنون.امروز نه اون فضا مونده و نه اون آدما.همه با هم حرف میزنن فقط برای اینکه زده باشن نه اینکه یه چیز یادبگیرن یا همدیگرو بفهمن.ما همه دچار انباشت بیرویه انرژی شدیم،اما در عین حال از تحول درونی میترسیم.ما همه به یه مشت دهان،چشم و گوش متحرک بدون روحیه انسانی تبدیل شدیم.

البته بعضیا هم هرگز از خر شیطون پایین نمیان و بحث و جدل باهاشون بی فایده است.اونا یا اصلاً گوش نمی دن یا همه چیز رو با لودگی به لجن می کشن.

کتاب راهی راحت و کم دردسر برای بهبود این وضعیته اما چرا چون همه آدمهای بزرگ تاریخ اینو میگن.کلاسیکها یا همون شاهکار های ابدی به نظر اونها زنده ان ومثل یه انسان میشه با اونا تعامل کرد.

آنها در این دوران دور شدن آدمها از هم مثل یه رفیق شفیق به یاری ما میان تا خودمونو نجات بدیم.

حالا یه سری از اثار ادبی که برای من خیلی مهمن از ادبیات خارجی رو براتون به عنوان مثال میارم شاید این جماعت خواب یه کم به خودشون و مغز و روح یخزده شون گرمایی بدن.

اینها حتی یک هزارم داستانهایی نیستند که در طول این 20 سال بر من تاثیر گذاشته اند.اینها هر کدام به صورت منفرد یک دنیای زنده اند با همه عناصر یک دنیای زنده.

حال آیا این تعلق خاطر به این گذشته های مکتوب اما همواره زنده اشتباه است؟

چهارگانه راما و چهارگانه اودیسه آرتور سی کلارک

1984 نوشته جورج اورول

جنگ وصلح نوشته لئو تولستوی

چهار گانه کارآگاهی-روباتیک و مجموعه بنیاد آیزاک آسیموف

ژوزف بالسامو وغرش توفان نوشته آلکساندر دوما پدر

وصیتنامه و زمانی برای کشتن نوشته جان گریشام

ما یتیم بودیم نوشته ایشی گورو

ارباب حلقه ها و سیلماریلیون و هابیت نوشته تالکین

راز گل سرخ نوشته اومبرتو آکو

کوری و بینایی نوشته ژوزه ساراماگو

بابادک باز نوشته خالد حسینی

آفرینش نوشته گور ویدال

خانه قانون زده نوشته چارلز دیکنز

بلندیهای بادگیر نوشته امیلی برونته

دنیای سوفی نوشته یوستین گوردر

شمایل((icon نوشته فردریک فورسایت

وزارت ترس نوشته گراهام گرین

گتسبی بزرگ نوشته اسکات فیز جرالد

ناطور دشت نوشته سالینجر

سه گانه نیویورک پل آستر

ابله فئودور داستایوفسکی

خداحافظ گری کوپر رومن گری

شازده کوچولو آنتوان دوسنت اگزوپری

طبل حلبی گونتر گراس

ابوالهول یخها ژول ورن

مرشد و مارگاریتا میخائیل بولگاکف

بارون درخت نشین ویتالی کالوینو

بیگانه آلبر کامو

ضد خاطرات آندره مالرو

حس و حساسیت جین آستین

مجموعه آثار ریموند چندلر و داشیل همت و ارنست همینگوی و شکسپیر و بکت و ویرجینیا وولف

و...

پ.ن:لطفا حتی برای ابراز مخالفت یه نظری بدید بدونیم هنوز خوابتون نبرده!!!

پ.ن 2:اینها فقط قسمتی از یک کل بزرگند و لی همه اش رو دیگه خودتون بگردید و بیابید.






نوع مطلب : ادبیات داستانی، 
برچسب ها : نوستالژیا،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 مهر 1394 03:53 بعد از ظهر
سلام
ممنونم از پرداختن به واژه نوستالوژی که امروزه خیلی میشنویم .موافقم بعضی کتابها و اشعار فارسی برای ما فارسی زبانان نوستالوژی داره و شما کلی گفتین و گرچه به بعضی فیلم ها و داستانهای ایرانی هم اشاره کردید
بسیار عالی بود استفاده کردم
سپاسگزارم
چهارشنبه 22 مهر 1394 03:53 بعد از ظهر
سلام
ممنونم از پرداختن به واژه نوستالوژی که امروزه خیلی میشنویم .موافقم بعضی کتابها و اشعار فارسی برای ما فارسی زبانان نوستالوژی داره و شما کلی گفتین و گرچه به بعضی فیلم ها و داستانهای ایرانی هم اشاره کردید
بسیار عالی بود استفاده کردم
سپاسگزارم
شنبه 15 خرداد 1389 04:19 بعد از ظهر
راستی در مورد نگاه ننداختن توی حیاط طرف مقابل ، به نظر من اکثرا به خاطر ترسه...
محمدرضا آزادیلطفاً بیشتر توضیح بدید
شنبه 15 خرداد 1389 04:17 بعد از ظهر
سلام
من دنبال نقد فیلم نوستالژیا بودم که به اینجا رسیدم!D:
تعریف خوبی بود از نوستالژیا..در مورد کتاب ها و انسان ها هم موافقم..البته کتاب های خوب ایرانی اصلا کم نیست ، اگر فقط رمان رو در نظر نگیریم کتاب هایی مثل مثنوی معنوی و حافظ و عطار و ... کتاب های فارسی هستند که می تونن کل عمر ما رو معطوف خودشون کنند..
محمدرضا آزادیمنظور من ادبیات داستانی مدرن و رمان بود
دوشنبه 23 آذر 1388 10:02 بعد از ظهر
خیلی جالب مینویسی
این تاپیک روکه خوندم از خودم ناامید شدم
یکی از این کتابهارو که اسم بردی من نخوندم
البتهمنم کتابهای زیادی خوندم ولی ...
مرسی از مطالب و راهنمایی های جالبت
سه شنبه 29 اردیبهشت 1388 12:42 قبل از ظهر
محتوای وبلاگ شما به نظرم جالب آمد . اگر مایل بودی خوشحال می شم با هم تبادل لینک کنیم . وبلاگ من را با آدرس www.olink.ir و عنوان " سرویس ترجمه فوری" در وبلاگ خود لینک کنید و مثل من یک نظر در وبلاگ من ارسال کنید تا سریعا شما رو لینک کنم . ضمنا وبلاگ بنده تازه شروع به کار کرده !با تشکر فراوان از شما دوست عزیز
علیرضا محمدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

در این وبلاگ نظریات شخصی نویسنده در حوزه های ادبیات داستانی و سینما ذکر شده است.

Homo damnatus est ad tragoedia
Man is doomed to tragedy
انسان محکوم به تراژدی است
مدیر وبلاگ : محمدرضا آزادی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :