وسترن ژانر ملی امریکاست و همواره کاری که تاریخ برای هویت ملی ما می کند وسترن و سینمایش برای هویت ملی امریکا می کند و قهرمانانش تأثیر عمیقی بر ناخودآگاه جمعی این ملت وارد کرده است.شاید اوج سینمای وسترن سالهای دهه سی و چهل بوده که جان فورد کبیر،هاوارد هاکس،رائول والش مهمترین فیلمسازانش بودند.بعد از افول وسترن هم سرجیولئونه با وسترن اسپاگتی نگاهی نوستالژیک به آن داشت اما بعداً فقط تک فیلمهایی برای ادای دین به این ژانر ساخته می شود.کوئنها که نابغه هایی درخشان در سینمای امریکا هستند قبلاً هم المانهای شبه وسترن در فیلمهایشان داشتند به خصوص در فارگو و ای برادر تو کجایی و جایی برای پیرمردها نیست اما آنها با ساختن یک وسترن کامل بخوبی درخشش خود را در فیلمسازی در ژانرهای متفاوت نشان دادند.

دختری به نام متی راس که پدرش توسط کارگرشان تام چینی به قتل رسیده کلانتری کهنه کار و پرمدعا به نام روستر کاگبرن را استخدام می کند تا او را دستگیر و مجازات کند در این راه آنها با لبوئف مارشال ایالتی تگزاسی مواجه می شوند که او هم به همین قصد براه افتاده است.

فیلم بخوبی فضای وسترنهای کلاسیک را داراست و در عین حال طنز ظریف کوئنها را هم دارد.دختر(قهرمان جوان) کله شق و مصمم،کاگبرن پیر،پرمدعا،مغرور و ولنگار اما ثابت قدم و درستکار و رقیب آغازین و همراه بعدی اخمو،بدبین و خشن بارها در فیلمهای وسترن مثلاً جویندگان یا حتی خوب بد زشت تکرار شده است.فیلم بازی های عالی دارد و بریجز بار دیگر شاه نقش اثر است.البته مثل همه وسترنهای معاصر شکوه گذشته رنگ باخته و کدر است اما لحن کمیک کوئنها فضایی شاد و جذاب به فیلم داده است.فیلمبرداری و فضا سازی بصری فیلم بسیار زیباست و یادآور فضای ای برادر کجایی است.شاه صحنه فیلم دوئل شگفت انگیز کاگبرن در پایان فیلم است که بجای آن شکوه حماسی بیشتر طنزآمیز است که البته بخوبی در فیلم نشسته است.

من بشخصه با همه علاقه عمیقم به ایستوود این فیلم کوئنها را از نابخشوده ایستوود بیشتر دوست دارم.فیلم سرشار از امید،سرخوشی و خوش بینی است که در مقابل نابخشوده را تلخ،یأس آور و ناامید نشان می دهد.فیلم شباهت در زیبای شناسی بصری به ماهی بزرگ تیم برتن هم دارد که بخصوص در فیلمبرداری  خاصش نمود دارد.

این فیلم بار دیگر نشان داده که کوئنها هماکنون واقعاً با هر ژانر و داستانی شاهکار می سازند و گل سرسبد سینمای هنری امریکا هستند.