تبلیغات
توتستان - استاد،جنگجو و سامورایی
 
توتستان
وبلاگ ادبی،سینمایی،انتقادی
شنبه 2 خرداد 1394 :: نویسنده : محمدرضا آزادی       

آکیرا کوراساوا را می توان در کنار جان فورد و آلفرد هیچکاک بزرگترین تصویر گران و کارگردانان تاریخ سینما نامید.بسیاری در جهان سینمای ژاپن را فقط با نام او می شناسند و او تأثیر مستقیمی در بسیاری کارگردانان تاریخ سینما چون ملویل،استرجس،کاپولا،لوکاس،اسپیلبرگ،لئونه و اسکورسیزی گذارده است.بسیاری کروساوا را غربی ترین کارگردان مشرق زمین و ژاپن می دانند.این درست است که کروساوا بشدت تحت تأثیر شکسپیر و داستایوفسکی بود اما این نافی نقش بزرگ او در ترسیم و تحکیم سیمای فرهنگ سامورایی ژاپن دوران پیش از مدرنیسم نیست.


http://s3.picofile.com/file/7387002896/akira_kurosawa_3.jpg

کروساوا در 23 مارس 1910 در توکیو از پدر و مادری با سابقه سامورایی متولد شد.پدرش مردی سنتی،خشک و مقرراتی بود اما این مانع رابطه احترام آمیز پدر و پسر نشد.در شکل گیری هویت فرهنگی و هنری او دو نفر بیش از دیگران مؤثر بودند.معلم خطاطی او تاچی کاوا و برادرش هیگو که در 27 سالگی خودکشی کرد و بشدت روی او تأثیر گذاشت.قبل از فیلمسازی او روزنامه نگاری می کرد و تمایلات مارکسیستی داشت.

دوره اول فیلمسازی او در دهه سی و چهل به علت درگیری ژاپن در جنگ و مشکلات بعد از آن چندان مورد توجه نبوده است.فشار حکومتها و سانسور عملاً امکان خلاقیت هنری او را سد می کرده اند.

دوره دوم فیلمسازی او با بازیگر همراهش توشیرو میفونه گره خورده است.این دوره پرشکوه ترین و مهمترین دوره کاری کروساوا از سال 1948 تا 1965 است.کروساوا که تستهای نظامی اخراج شده ارتش میفونه را دیده بود او را برای فیلم فرشته مست (1948) انتخاب کرد.این فیلم نقطه اوج گیری کروساوا بود.میفونه نقش تبهکاری مسلول را در آشوب دوران پس از جنگ روایت می کند.در سگ ولگرد (1949) میفونه پلیسی است که باید اسلحه مسروقه اش را از تبهکاران و بازار سیاهشان پس بگیرد.راشومون (1950) فیلمی بود که کروساوا را به جهانیان معرفی کرد.فیلم برنده شیر طلایی ونیز شد.در این اقتباس از داستان کوتاه رینوسوکه آکوتاگاوا کروساوا با شکستن روایت کلاسیک و خطی در داستانی با روایت متعدد و متناقض زمان و واقعیت را به بازی می گیرد و نامطمئن بودن و نسبیت آنها را نشان می دهد.میفونه اینجا در نقش یک راهزن دوباره می درخشد.راشومون اسکار را هم می برد.هفت سامورایی (1954) نقطه اوج کارنامه کروساوا از نگاه منتقدان است.کروساوا تمام عناصر کلیدی سینمایش مرگ و زندگی،سامورایی ها،تاریخ ژاپن پیش از مدرنیسم،اسطوره،نبرد و حقیقت را با المانهای تکنیکی چون اکستریم لانگ شات در قالب حماسه مبارزه هفت سامورایی فراموش شده برای مردمی که حتی از کمک به آنها عاجزند خرج می کند.میفونه در نقش سامورایی قلابی اما با اصالت می درخشد.فیلم جایزه کارگردانی ونیز را برد.بعد از هفت سامورایی کروساوا مجموعه ای از آثاری را ارائه می دهد که بعدها به فیلم کالت بدل می شوند.سریر خون (1957) برداشتی از مکبث که میفونه یکی از بهترین نقش آفرینی هایش را ارائه داد و کروساوا در صحنه های بیگ پروداکشن به اوج استادی رسیده است.دژ پنهان (1958) باز با میفونه در نقش سامورایی که جایزه کارگردانی از برلین برد،بدها خوب می خوابند (1960) با بازی میفونه در نقش یک تاجرپیشه درگیر جدال با خود و جامعه بر سر شرافتش و یوجیمبو (1961) فیلمی که منبع الهام سه گانه دلاری لئونه شد.میفونه باز هم در نقش سامورایی مرموز می درخشد و پایه خلق مرد بی نام ایستوود می شود.بالا و پایین یا بهشت و جهنم (1963) میفونه در نقش مردی که پسر کارمندش را به جای پسر خودش ربوده اند و برای آزادیش پول می خواهند و او میان رها کردن پسرک و وجدانش در نوسان است.ریش قرمز(1965) آخرین همکاری میفونه و کروساواست.میفونه در نقش پزشک مردم دار ولی غیر متعارف استادی یک جوان تازه کار را می پذیرد.در پشت صحته فیلم اختلافات میفونه و کروساوا به قطع همکاری آن دو بدل شد.این قطع رابطه که تا پایان عمر کروساوا ادامه داشت به افول هر دو بدل شد.میفونه در 16 فیلم با کروساوا همکاری کرد.بعد از این فیلم میفونه بندرت چه در ژاپن و چه در سطح بین المللی می درخشد.کروساوا نیز با افول سینمای ژاپن و ورشکستگی توهو رو به افول گذاشت.دو فیلم دودسکادن(1970) و درسو اوزالا(1975) با شکست شدید تجاری مواجه شدند.هرچند درسو اوزالا جایزه اسکار گرفت.این دو فیلم کروساوا و توهو را ورشکست کرد.کروساوا بی کار و بدون پشتوانه ماند که به فروپاشی روانی او انجامید و دست به خودکشی زد اما نجات یافت.طرفداران غربی کروساوا مثل کاپولا و لوکاس و اسپیلبرگ به یاریش شتافتند و کمی زندگی حرفه ایش را احیا کردند.کاگه موشا یا شبح جنگجو(1980) یک بازگشت برای کروساوا بود که نخل طلای کن را برایش به ارمغان آورد.آشوب(1985) اقتباس شاه لیر یک موفقیت دیگر برای او و پایان فیلمهای جیدای گه کی (تاریخی حماسی) او بود.فیلمهای مهم کروساوا به دو دسته جیدای گه کی و گندای گه کی(اجتماعی شهری) تقسیم می شوند.هر چند فیلمهای دسته اول شهرتی عالمگیر دارند اما فیلمهای دسته دوم هم از اهمیت سینمایی زیادی برخوردارند.کروساوا در سالهای آخر عمرش فیلمهایی بیشتر شخصی ساخت.از دیگر فیلمهای مهم کروساوا می توان به سانجورو،زیستن،رویاها و ابله اقتباس رمان داستایوفسکی نام برد.کروساوا به شدت زیر نفوذ فرهنگ چپ و ادبیات روسیه مثل داستایوفسکی و گورکی و ادبیات کلاسیک غرب مثل شکسپیر و تدوین دیالکتیک روسی بود.

از همکاران مهم کارهای کروساوا می توان به تاکاشی شیمورا بازیگری که در 23 فیلم با کروساوا کار کرد.راسوسومو فوجیتا،میورو جیاتی و کاماتای فوجیورا دیگر بازیگران مه کارهایش هستند.فومیوها یاساکا و ماسارو ساتا آهنگ سازان مهمترین فیلمهای کروساوا بودند.

کروساوا هرگز در ژاپن آنقدر که در جهان ستایش شد قدر ندید.فرهنگ ژاپن زیر نفوذ دو نوع نگاه است.یک نگاه منفعل،پذیرنده و بدون کنش سنتی پیش از مدرنیسم و یک فرهنگ معترض و ساختار شکن غرب گرا و مدرن که هر دو با نگاه کنش گر اما سنتگرای کروساوا مشکل داشتند.بسیاری از فیلمسازان مهم ژاپن مثل کوبایاشی،میزوگوشی و اوزو به آن نگاه ساکن ،بی کنش قدیمی معتقد بودند و کنشگری وتقابل کروساوا و سینمایش را با وجود ستایش فرهنگ سنتی غربی و خارجی می دانستند.کروساوا از حملات منتقدان و سینماگران ژاپنی آزار بسیار دید.با وجود نقش مهم غرب در سینمای کروساوا او را می توان ژاپنی ترین سینماگر ژاپن نامید.نسل نوی ژاپن بشدت از کروساوا تأثیر گرفت هرچند به آن اعتراف نکرد.مثلاً سینمای تاکشی کیتانو به شدت زیر نفوذ سینمای گندای گه کی کروساواست.

آکیرو کروساوا سرانجام در 6 سپتامبر 1998 در 88 سالگی در توکیو در گذشت.نام او همیشه در میان مهمترین سینماگران تاریخ سینما می درخشد.

پی نوشت:من شخصاً اقتباس های شکسپیری کروساوا سریر خون و آشوب و کاگه موشا را بیش بقیه آثارش دوست دارم و ستایش می کنم.این سه فیلم اوج استادی او را نشان می دهد و او را در لحظاتی از جان فورد هم فراتر می برد.





نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : سینمای ژاپن، آکیرو کروساوا، سامورایی، آشوب، هفت سامورایی، راشمون، توشیرو میفونه،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

در این وبلاگ نظریات شخصی نویسنده در حوزه های ادبیات داستانی و سینما ذکر شده است.

Homo damnatus est ad tragoedia
Man is doomed to tragedy
انسان محکوم به تراژدی است
مدیر وبلاگ : محمدرضا آزادی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :