تبلیغات
توتستان - شمایل رومانتیک یک مرد
 
توتستان
وبلاگ ادبی،سینمایی،انتقادی
شنبه 2 خرداد 1394 :: نویسنده : محمدرضا آزادی       

موقعی که می خواهند از بهترین بازیگران تاریخ سینما نام برند همیشه نامهایی چون براندو و پاچینو به گوش می رسد اما شاید بتوان گفت نام یک مرد حتی فراتر آنها دیده می شود.مردی که در تمام نقشهایش شمایلی از خودش را بی کم  و کاست ارائه داد اما همان برای ماندگاری کافی بود.نظام خفقان آور استودیویی به او اجازه نداد بیشتر بال و پر گیرد اما همان اندک فرصتهایش قدرت بازیش را عریان می ساخت.نام او همفری بوگارت بود.


http://images.khabaronline.ir/Images/news/Larg_Pic/3-10-1390%5CIMAGE634604285471622864.jpg

همفری دیفارست بوگارت در 25 دسامبر 1899 (و به روایتی دیگر 23 ژانویه 1900) در نیویورک از خانواده ای مرفه و تحصیل کرده و پدر و مادری هلندی انگلیسی تبار متولد شد.پدرش جراحی موفق بود و مادرش تصویرگر مجلاتی تحصیل کرده که حتی موفقتر از شوهرش بود.بوگارت در خانه 55 جریبی در حومه نیویورک با دو خواهرش بزرگ شد.او را به مدارس خصوصی فرستادند اما درس خوان نبود و مرتب سرکشی می کرد و از مدارس اخراج می شد.در 1918 به نیروی دریایی پیوست در پایان جنگ اول جهانی در یگانهای بازگرداندن سربازان از اروپا خدمت کرد.بعد از پایان خدمت مدتی دلال بورس شد.بعد با کمک یک دوست وارد کمپانی فیلمسازی ویلیام برادی شد و در نویسندگی کارگردانی تهیه کنندگی و مدیریت صحنه فعالیت کرد اما توفیقی نیافت.او عاشق بازی در تئاتر بود و در این راه سماجت و استقامت می کرد.نقشهای کوچکی در همان کمپانی گرفت.از 1922 تا 1935 در 17 تئاتر برادوی نقشهای کوچکی داشت.منتقدان مرتب او را نفی می کردند و خودش نیز این نقشها را دوست نداشت.سال 22 در یک نمایش با بازیگری به نام هلن منکن آشنا و در سال 26 با او ازدواج کرد.اما یک سال بیشتر دوام نداشت.سال 28 با مری فیلیپس ازدواج کرد و این یکی 10 سال دوام داشت.سال 37 طلاق گرفت و یک سال بعد با مایو متوت برای 7 سال ازدواج کرد.این یکی هم ناکام بود و با جنجال بسیار پایان یافت.بوگارت مردی حمایت گر بود و همین او را جذب زنانی مشکل دار می کرد.زنانش بازیگرانی شکست خورده و عصبی بودند که زندگی برایش زهر می کردند.

در پی رکود اقتصادی آخر دهه بیست و اوایل سی بسیاری از بازیگران نیویورکی راهی هالیوود شدند.بوگارت نیز راهی هالیوود شد و به استخدام فاکس درآمد.از 1930 تا 1935 بوگارت مرتب بین هالیوود و برادوی در رفت و آمد بود.سال 35 در نمایش جنگل آسفالت در برادوی درخشید.هالیوود تصمیم به اقتباس سینمایی آن گرفت.برادران وارنر می خواستند از بازیگری با تجربه برای نقش بوگارت استفاده کند اما لزلی هاوارد بازیگر اصلی بر استفاده از بوگارت اصرار کرد و بوگارت در کنار هاوارد و بت دیویس در فیلم درخشید.بوگارت شاید ظاهری گنگستر وار نداشت اما صدایی بم مردانه و گیرا داشت که مهمترین قابلیت او بود.محبت هاوارد باعث شد بوگارت نام دخترش از باکال را لسلی بگذارد.هاوارد در جنگ دوم جهانی در جبهه جنگ کشته شد.وارنر طی سالهای 36 تا 40 بوگارت را هر دو ماه در یک ویا حتی دو فیلم بازی می داد اما به خاطر سیاست اقتصادیش به هیچ ستاره ای پول خوبی نمی داد.بیشتر نقشهای بوگارت گنگستری و کم رمق و در نقش مکمل بود.چند اثر مهم او در این دوره بن بست(1937)،فرشتگان آلوده صورت(1938)،زن داغ خورده(1937) و قرن پر شر و شور بیستم(1939) بود.حالا شمایل بوگارتی شکل گرفته بود و اماده نمایاندن بود.مردی سر سخت،خشن،خوش قلب،تلخ اندیش که شمایلی از واقعیت جامعه عصیان زده امریکایی دهه های بیست سی و چهل بود.مردمانی که زیر بار گنگستریسم،بحران اقتصادی کمرشکن و جنگ دست و پا می زدند.بوگارت تجسم کامل ایم مردمان بود و همین او را ماندگار کرد.شمایل تلخ و شیرین او بعدها به سمبلی برای همه مردمان سختی کشیده جهان بدل شد و نام او را جهانی و اسطوره ای کرد.جان هیوستون دوست بوگارت سال 1941 تصمیم به فیلمسازی گرفت.برای سیرای مرتفع ابتدا جورج رفت نامزد شد اما او نقش را رد کرد و نقش به بوگارت رسید تا فرصت را بقاپد و به بازیگر اول بدل شود.درخشش او باعث شد تا جهشی بزرگ کند.هیوستون برای اقتباس تازه شاهین مالت باز با امتناع رفت سراغ بوگارت رفت و بوگارت مهمترین فیلم شمایلی اش را ایفا کرد.مردی که به اصولش پایبند است و حتی عشقش را پای آنها قربانی می کند.

سال 1942 بوگارت که کمی آزادی عمل یافته به بازی در یک فیلم رمانتیک واقعی روی می آورد که به برتزین فیلمش بدل می شود.نقش ریک کافه دار تلخ اندیش عاشق فیلم کازابلانکا و بازی درخشان پارتنرش اینگرید برگمن فیلم را از یک اثر ساده به فیلمی تاریخ ساز بدل می کند.بوگارت کاندید اسکار می شود اما جایزه را نمی برد ولی تاریخ به او جایزه می دهد.بوگارت به گرانترین بازیگر هالیوود بدل می شود.سال 44 در جریان اقتباس همینگوی هاکس داشتن و نداشتن بوگارت همسر ایده آلش را در شمایل لورن باکال می یابد که به ازدواجی پایدار تا زمان مرگش می انجامد.حاصل ازدواج یک دختر و یک پسر است و بوگارت آرامش میابد.بوگارت به یاد آشنایش سر این فیلم نام شخصیتش استیون را روی پسرش می گذارد.موفقیت بوگارت با فیلم درخشان خواب بزرگ(1945) ادامه می یابد.او نقش قهرمان رمان چنلر فیلیپ مارلو را ایفا می کند تا با نقش سام اسپید مخلوق دشیل همت جفتی ماندگار بسازند.گذر گاه تاریک(1947) موفقیت دیگری برای بوگارت است.نقشی غیر متعارف درباره مردی به نادرست محکوم شده که برای اثبات بیگناهی جراحی پلاستیک می کند تا شناخته نشود.در یک سوم اول فیلم ما صورت بوگارت را نمی بینیم و فقط از نقطه نظر او داستان را دنبال می کنیم.هیوستون سال 1948 باز سراغ بوگارت می آید و با هم گنجهای سیرامادره در نقشی منفی را می سازند و باز هم موفقیت بوگارت در ترسیم یک نقش دشوار.همان سال با هیوستون و باکال و ادوارد جی رابینسون در کی لارگو می درخشد.او در سالهای نقش مکملی بارها با جیمز کاگنی دیگر شمایل سینمای گنگستری همبازی بوده است.بازی درخشان او در گنجهای سیرا مادره عملاً نادیده گرفته می شود.

بوگارت یک لیبرال دموکرات بود و در سالهای ماجرای مک کارتی تلاش کرد برای حقوق سینماگران مبارزه کند هر چند با فشار جریان محافظه کار هالیوود کمی کوتاه آمد.سال 1950 در او در فیلمی با تهیه خودش به کارگردانی نیکلاس ری درمکانی خلوت نقش نویسنده ای را بازی می کند که در وقوع واقعی داستانش گیر می افتد.بوگارت با وجود عدم علاقه به تحصیلات عاشق ادبیات و نویسندگان بود و با نویسندگان زیادی دوست بود و از بسیاری آثار ادبی قطعات بسیاری به یاد داشت و به زبان می آورد.

سال 1951 باز به دنیای رومانتیک برگشت و در فیلم جان هیوستون قاق افریکن کویین مقابل کاترین هپبورن درخشید.هنگام ساختن سخت فیلم باکال همه جا همراه بوگارت خسته بود و به او روحیه می داد.بوگارت بلاخره جایزه اسکار را برای این فیلم برد.سال 53 در هجویه شاهین مالتی روی شیطان را کم کن برای جان هیوستون بازی کرد.سال 1954 برای ادوارد دیمیتریک در شورش در کشتی کین بازی کرد و نامزد اسکار شد اما درگیریهایش با استودیو و سلامتی در خطرش او را از پا انداخته بود.در سالهای آخر عمرش که با سرطان می جنگید در فیلمهای سابرینا(1954)،کنتس پابرهنه(1954)،ساعات ناامیدی(1955) و هرچه قوی تر باشند سقوط می کنند(1956) بازی کرد.او در 14 ژانویه 1957 درگذشت.انجمن فیلم امریکا او را به عنوان برترین ستاره همه دورانها و سینمای کلاسیک برگزید.در بسیاری از نظر سنجی های سینمایی نام او در میان اولین انتخابهاست.

در سالهای دهه شصت که نقادان اروپایی با تئوری مولف دوباره نگاه به سینمای نوار و گنگستری امریکا را احیا کردند او باز هم اوج گرفت و جهانی شد.بسیاری از فیلمهایش امروز جزو فیلم کالتهای سینما دوستان است.گودار در فیلم از نقس افتاده و وودی آلن در دوباره بزن سام به او ادای احترام کرده اند.بوگارت محبوب ترین ضد قهرمان تاریخ سینماست که شمایلی قهرمان وار یافته است.





نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : سینمای امریکا، همفری بوگارت، شاهین مالت، جان هیوستون، خواب بزرگ، کازابلانکا،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

در این وبلاگ نظریات شخصی نویسنده در حوزه های ادبیات داستانی و سینما ذکر شده است.

Homo damnatus est ad tragoedia
Man is doomed to tragedy
انسان محکوم به تراژدی است
مدیر وبلاگ : محمدرضا آزادی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :