تبلیغات
توتستان - مطالب دی 1395
 
توتستان
وبلاگ ادبی،سینمایی،انتقادی


https://www.webgardha.com/imgs/article/21/20814d-7.jpg

ژرژ سیمنون(1903-1989) نویسنده بزرگ و شهیر بلژیکی خالق کمیسر مگره یکی از مشهورترین شخصیتهای داستانهای معمایی-جنایی است. ژرژ سیمنون در شهر لیژ ، در بلژیک زاده شد و فعالیت ادبی را از روزنامه‌نگاری در این شهر آغاز کرد. هوای تیره شهر زادگاهش در او تمایلی به فضای مه‌آلود، غمناک و غم‌افزا به وجود آورده که از میان آن شخصیتهای داستانهای گوناگونش برخاسته‌اند. سیمنون چند سال در امریکا بسر برد، سپس در فرانسه اقامت گزید و با نامهای مستعار به نشر رمانهای عامه‌پسند و کارآگاهی پرداخت که نزد عامه مردم، خاصه طبقه کارآگاهان و پلیس جنایی محبوبیت فراوان به دست آورد و سیمنون را به ثروت و شهرت رساند. در 1931 شخصیت کارآگاه مگره را خلق کرد که در عالم داستانی شخصیتی جهانی یافت. پس از آن سیمنون پیاپی داستانهای خود را منتشر می‌کرد. هنر داستان‌نویسی سیمنون از لحاظ ارزش انسانی در درجه‌ای بالاتر از حد معمول رمانهای کارآگاهی و جنایی قرار دارد. سیمنون در خلق محیط مناسب و گروههای خاص بشری و قهرمانانی که از خصوصیتهای روحی غیرعادی برخوردارند، استادی کامل دارد. شخصیتهای داستانهای سیمنون طوری ساخته شده‌اند که همه برحسب عواطف و صفات روحی خود رفتار می‌کنند، بی‌آنکه خود نویسنده در ورای چهره آنان پنهان باشد و راهنمائیشان کند. سیمنون داستانهای جنایی را با حوادثی واقعی می‌آمیزد و در لفاف اسراری از زندگی آدمی که رنگی شاعرانه دارد، می‌پیچد. شخصیت تزلزل‌ناپذیر کارآگاه مگره در کشف جرائم و جنایتها بیشتر به الهامات و هوش و زیرکی خود او بستگی می‌یابد تا به روشهای علمی. داستانهای سیمنون علاوه بر دسیسه‌ها از تجزیه و تحلیل روانی دقیق برخوردار است و از پرخواننده‌ترین آثار جنایی به شمار می‌آید که به غالب زبانها ترجمه و از بیشتر آنها فیلم سینمایی ساخته شده است.سیمنون از میان بیش از 350 اثرش اما شهرت وی به واسطهٔ ۷۵ رمان و ۲۸ داستان کوتاهی است که کمیسر مگره قهرمان آنهاست. نخستین این رمان‌ها با نام مسافری که با ستاره شمال آمد (Pietr Le Letton) در سال ۱۹۳۱ و آخرین آنها مگره و مسیو چارلز (Maigret et Monsieur Charles) در سال 1972 به چاپ رسیدند.


https://www.negahpub.com/wp-content/uploads/2016/05/MARG-DAR.jpg

رمان مرگ در پاریس شاید یکی از بهترین رمانهای مگره است.مگره مدتی است در مرخصی بسر می برد و عهد کرده مدتی استراحت کند اما حوصله اش سر رفته است.در پاریس خالی شده به خاطر تعطیلات مگره از طریق روزنامه ها متوجه قتلی می شود.اینبار مگره مثل یک خواننده کنجکاو ونه پلیس و بدون امکانات معمولش با خیال و منطق خود پرونده را دنبال می کند.او مخفیانه سرنخهایی برای مسئول پرونده و روزنامه نگاران می فرستد تا پرده از راز جنایت بردارند.داستان خیلی مرا یاد آن داستان کریستی که پوآرو شرط بسته بود بدون خروج از اتاقش پرونده ای را حل کند می اندازد.


https://roozahang.com/uploads/images/folder396/61wn6y.jpg

رمان مگره دام می گسترد داستان یک قاتل سریالی و تلاش مگره برای دستگیری اوست.مگره مستعصل از نبود هیچ مدرکی بر اساس آموزه های روانشناسی تله می چیند و موفق به دستگیری قاتل می شود اما قتلی دیگر ماجرا را پیچیده می کند.داستان یکی از روانکاوانه ترین داستانهای مگره است و این داستان را جذاب می کند.راستش آخرش وقتی همدست قاتل معلوم شد حسی شبیه آب سرد بر وجودم مستولی شد.احساس عجیب در پایان رمان تکانم داد که توضیحش بسیار مشکل است.

ادبیات معمایی-جنایی سه خالق و سه مخلوق ویژه دارد.کانن دویل،کریستی و سیمنون با خلق شرلوک هلمز،هرکول پوآرو و ژول مگره به نوعی سه خداوندگار این ژانر ادبی هستند.تقریباً هیچ اثر دیگری به شهرت و نفوذ این سه شخصیت ادبی نمی رسند.از این میان مگره برای ماموران قانون قابل لمسترین و رئالیستی ترین شخصیت است که میانشان بسیار محبوب است چون مگره بسیار شبیه پلیسها و ماموران قانون است.اگر سریال ناوارو را دیده باشید می توانید تاثیر مگره را در شخصیت ناوارو بخوبی ببینید.





نوع مطلب : دستوشته (نقد کتاب)، 
برچسب ها : ژرژ سیمنون، مرگ در پاریس، مگره دام می گسترد، کمیسر مگره، ادبیات معمایی جنایی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
درباره وبلاگ

در این وبلاگ نظریات شخصی نویسنده در حوزه های ادبیات داستانی و سینما ذکر شده است.

Homo damnatus est ad tragoedia
Man is doomed to tragedy
انسان محکوم به تراژدی است
مدیر وبلاگ : محمدرضا آزادی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :