تبلیغات
توتستان - مطالب اردیبهشت 1397
 
توتستان
وبلاگ ادبی،سینمایی،انتقادی
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمدرضا آزادی       


http://www.ibna.ir/images/docs/000100/n00100910-b.jpghttp://shahreketabonline.com//files/cache/files_products__9789643697396[w199h300mresizeByMaxSize].jpg

جنگ ویتنام هنوز در خاطره ها زنده است.یک از طولانی ترین و خونبارترین جنگهای تاریخ که دیده شده است.بیشتر آثار در اینباره را یا خبرنگاران خارجی و یا کهنه سربازان امریکایی نوشته اند و در آن سرباز ویت کنگ را به صورت مورد قبول خود  و غیر عادلانه یکطرفه نمایش داده اند.

رمان اندوه جنگ بهترین اثری است که سویه طرف ویتنامی را روایت می کند.رمان در عین حال بسیار قدرتمند ، دردناک ، عاشقانه و تاریک است.اثر چنان جذاب و زیبا و در عین حال دردمند و سهمگین است که براحتی در زمره شاهکارهای ادبیات جنگ قرار می گیرد.

داستان روایت زندگی پسری ویتنامی به نام کیئن است که با آغاز جنگ زندگی و عشق و روحش را در مسلخ می بیند و در پایان جز شمعی ناتوان و سو سو زن از او باقی نمانده است.نویسنده بخوبی سبکی را برای نوشته اش انتخاب کرده که تداعی گر روح در هم شکسته و ویران قهرمانش می باشد.

آتش جنگ جز نابودی چیزی را روشن نمی کند و در پایان آن چیزی به نام پیروزی وجود ندارد.در پایان فقط تن هایی شکسته و ارواحی ویران در جهان سرگردان می شوند.همه جوامع با هر رویکردی در پایان جنگ برای ادامه زندگی پرده ای ضخیم روی نشانگان جنگشان می کشند و اگر هم یادی از آن بکنند فقط حالتی تبلیغاتی و ناسیونالیستی دارد و دردها و حرمانها و شکستها را فراموش می کنند.ارواح سرگردان بازگشته از جنگ فراموش و گم می شوند و در میان سایه ها گم می شوند.

آنان که جنگ را ستایش می کنند عامدانه نابودی انسانیت و جان و روان انسانهایی که می توانستند شاد و زیبا زندگی کنند را نادیده می گیرند.

نویسنده در مصاحبه ای می گوید : در جنگ پیروزی وجود ندارد.شما مجبورید آنقدر بجنگید ال یک طرف تسلیم بشود.این نباید پیروزی تعبیر بشود.

جنگ زندگی عادی را از کیئن می گیرد و او را روحی سرگردان و دردمند می کند.عشق پاکش را به فونگ را نابود و او  و فونگ را به مردگان متحرک بدل می کند.کتاب مرثیه ای شگرف بر جوانان بیگناه ویتنامی است که قربانی جنگی بیرحم شده اند.

رمان اندوه جنگ کنار آثار چون در جبهه غرب خبری نبود ، سلاخ خانه شماره پنج ، خانواده تیبو و بسیار آثار مشهور ادبیات جنگ رویه واقعی جنگ را نشان می دهد.

وقتی کتاب اندوه جنگ را زمین می گذاری تا عمق فاجعه هر جنگی را درک می کنی و می فهمی هر جنگ چه مشروع و چه غیر مشروع در پایان چیزی جز شکست نیست.شکست انسانی که نتوانسته است تضادهای خود را از راهی که چنین سهمگین نباشد حل کند.

خواندن این رمان درخشان و سهمگین را به هر کسی توصیه می کنم.رمان اندوه جنگ نوشته بائو نینه با ترجمه مسعود امیرخانی توسط نشر افق منتشر شده است.





نوع مطلب : دستوشته (نقد کتاب)، 
برچسب ها : بائو نینه، اندوه جنگ، جنگ ویتنام، ویت کنگ، ادبیات جنگ، ایالات متحده امریکا،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمدرضا آزادی       


http://www.manlymovie.net/wp-content/uploads/2018/02/15.jpg

راستش من نه مثل بعضی کل هویت امریکایی را رد می کنم و حتی علاقمند جدی کلینت ایستوود و سینما و خیلی چیزهای امریکایی ام.اما باید همه حقیقت را گفت و نه بخشی از آن که این هم نوعی دروغ گویی است.ما همه می دانیم ایستوود از لحاظ تفکری یک محافظه کار سنتی است و عمیقاً میهن پرست اما آیا این ارزشها امروز هم مثل سالهای جنگ جهانی دوم واقعی است یا نه.آیا امریکا در هشتاد سال اخیر به واقع به ارزشهای مورد اشاره ایستوود در این فیلم پایبند بوده است.فیلم بر اساس یک داستان واقعی است و ایستوود هم با سبک بصری جذابی آن را روایت می کند اما ستایش گسترده ایستوود به ارزشهای امریکایی گذینشی و انتخاب شده است تا فقط خوبی های آن را ببیند.من هم معتقدم امریکا پر از انسانها خوب و ارزشمند است اما آیا این ارزشها رویه ای جهانی است و آیا همه سربازان امریکایی بخصوص درخاور میانه اینگونه عمل می کنند.

سوای همه ارزشهای تکنیکی و بصری فیلم من با این مضمون ایستوود مشکل دارم که سرباز امریکایی را هنوز منجی و ارزشگرا نشان می دهد.ایستوود در فیلم تیرانداز امریکایی حتی بدتر هم رفتار کرده بوده است و یک تک تیرانداز بیرحم را تا حد قهرمان اسطوره ای بالا برده بود.اینجا حداقل قهرمانانش واقعاً عملی قهرمانانه کرده اند اما ما مردمان زخم خورده خاورمیانه چگونه باید این حجم خود تحویل گیری را بپذیریم.

امریکا در هشتاد سال اخیر بیشتر حامل جنگ و کودتا و ترور و کشتار و زور گویی بوده تا ارزشهای انسانی.همین الآن امریکا قراردادی که همه مردم منطقی جهان مدافعش بودند را زورمدارانه و از سر قدرتنمایی جاهلانه پاره می کند و فریاد هل من مبارز می طلبد.در این شرایط من چگونه می توانم این فیلم را هضم کنم.نظامی گری امریکایی و ارتش امریکا چرا برای ما باید قهرمان باشند در حالی که ما هر روز زخم تازه ای از آن می پذیریم.


http://naghdefarsi.com/wp-content/uploads/2017/07/clint-eastwood-0214-exlarge-169-Copy.jpg

من برای سینما و شمایل تاریخی ایستوود احترام بسیار قائلم اما این فیلم  و فیلم تیرانداز امریکایی نشان می دهد چرا امثال ترامپ و بوش پسر در امریکا ظهور می کنند.شما چشمهای خود و چشمهای عدالت را بسته اید و در دنیایی فانتزی گون در ذهنیاتتان زندگی می کنید.شما آقای ایستوود فقط رویاهایتان را می بینید و همچون داستان سترگ دنیای قشنگ نو هاکسلی به دنیای ذهنیتان معتاد شده اید و حقیقت را نمی بینید.حقیقت هزاران و میلیون مردمی که امریکا زندگیشان را نابود کرد در عراق افقانستان سوریه لیبی پاکستان یمن فلسطین و هزاران جای دیگر در طول تاریخ.من نمی گویم کشورم بی نقص است ما هم الهی نیستیم ما هم اشتباه و ظلم داشته ایم اما حداقل اینهمه کور و خود بزرگ بین نبوده ایم.ما حداقل بسیار صادق تر بوده ایم و در سینمایمان حقیقت هنوز حضوری ملموس دارد شاید امید کمرنگ است اما امثال گنده گویان متعصب را دو بار انتخاب نمی کنیم.ما هنوز کور نشده ایم.ما هنوز به ارزش حقیقت واقفیم و فرشته عدالتمان چشم بسته نیست.

آقای ایستوود دفاع از یک آرمان تا وقتی درست است که هنوز آرمان مورد نظر در صحنه عمل ارزشش واقعی باشد و دروغ بیشتر آن را لوس نکرده باشد اما وقتی ارمانی در عمل مخالف خود عمل کند دیگر ستایش آن دروغ پردازی است.قهرمانان این فیلم واقعی اند اما چون استثنا هستند بر کلی ظلم و بیدادگری این ستایش بی معنی و تهی می شود.

من می دانم روزی حقیقت از خاکستر بر خواهد خواست و چشمهای بسته را باز خواهد کرد.من به ارزشهای لیبرال دموکراسی که حاصل صدها سال تلاش و خون و درد در تاریخ انسان بوده ایمان دارم.آنچه امروز لیبرال دموکراسی را بدنام کرده نه هویت واقعی آن بلکه پیرایه کاپیتایسم سرمایه محور و زور مدار بر ارزشهای واقعی انسانی است.این نگاه ابزاری همه چیز را نابود می کند.همه ارمانهای انسانی در همه تاریخ از نوح و موسی و عیسی و محمد تا بودا و فلاسفه و نظریه پردازانی چون روسو منتسکیو و ولتر همه نه برای قدرت که برای عدالت بوده است.بدون عدالت واقعی دین بی معنی و پوچ است.انسان در همه تاریخ فقط و فقط به دنبال عدالت بوده است.بدون عدالت هر ارزشی ضد ارزش و هر آرمانی عین ظلم است.آزادی هم بدون عدالت جز زورگویی چیزی بیش نیست.با شکست بت بزرگ بی عدالتی بتهای کوچکتر در هر جا حتی در ایران هم می شکنند.

آقای ایستوود روزگاری شما هم در فیلمهایتان فریاد عدالت بودید و این شما را برای ما نمونه می کرد اما اکنون ارزشهایی که از آن دم می زنید نه در امریکا و نه در جهان بویی از عدالت نبرده است.


https://media.mehrnews.com/d/2015/02/09/3/786144.jpg?ts=1486462047399

شما چگونه می توانید یک طرفه و فقط خوبیهایتان را فریاد بزنید در حالی که بدیهایتان جهانی را آزار می دهد.اگر شما واقعاً به ارزشهای ادعاییتان معتقید پس چرا برابر اینهمه نقض آشکار آنها توسط دولت و سربازانتان سکوت کرده اید.

امریکا امروز بیش از هر کشوری تمثال رمان بزرگ و تاریخی آلدوس هاکسلی کبیر است.دنیای قشنگ نوی هاکسلی امریکاست.





نوع مطلب : دستنوشته (نقد فیلم)، 
برچسب ها : کلینت ایستوود، 15:17 به پاریس، نظامی گری، ایالات متحده امریکا، عدالت، دونالد ترامپ،
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ

در این وبلاگ نظریات شخصی نویسنده در حوزه های ادبیات داستانی و سینما ذکر شده است.

Homo damnatus est ad tragoedia
Man is doomed to tragedy
انسان محکوم به تراژدی است
مدیر وبلاگ : محمدرضا آزادی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :