lord byron

ای آزادی

ای روح جاودانه اندیشه های بی زنجیر

تو در سیاهچالها به منتهای درخشش می رسی

زیرا تو آنجا بر كرسی قلب نشسته ای

قلبی كه تنها اسیر عشق توست

آن دم كه فرزندان تو را

در زیر طاقهای نمناك

در هوای تیره محروم از روز

به كند و زنجیر می سپارند

لحظه ای است كه آنها با خون خویش

نشان فتح و پیروزی قوم خود را رقم می زنند

و نام پر افتخار آزادی را بر بال هر نسیم در جهان می پراكنند

ای قلعه شیلن

زندان تو حریمی مقدس است

و زمین غم افزای تو محرابی است

كه قدیسی چون بنیوار بر آن گام پیمود

چندان كه نشان قدمهایش بر آن راهرو سرد و نمور

كه چون خاك علفزار نرم و هموار می نمود، بر جای ماند

باشد كه هیچیك از این نشانها هرگز محو نگردد

زیرا هر نشان فریاد ستمدیده ای است

كه از ستم جباری در پیشگاه خداوند دادخواهی می كند
 
 
شیلن: قلعه ای در غرب سوئیس، محل زندانی شدن فرانسوا بنیوار قهرمان شعر لرد بایرون
ترجمه این شعر از دكتر الهی قمشه ای می باشد