ای آزادی
ای روح جاودانه اندیشه های بی زنجیر
تو در سیاهچالها به منتهای درخشش می رسی
زیرا تو آنجا بر كرسی قلب نشسته ای
قلبی كه تنها اسیر عشق توست
آن دم كه فرزندان تو را
در زیر طاقهای نمناك
در هوای تیره محروم از روز
به كند و زنجیر می سپارند
لحظه ای است كه آنها با خون خویش
نشان فتح و پیروزی قوم خود را رقم می زنند
و نام پر افتخار آزادی را بر بال هر نسیم در جهان می پراكنند
ای قلعه شیلن
زندان تو حریمی مقدس است
و زمین غم افزای تو محرابی است
كه قدیسی چون بنیوار بر آن گام پیمود
چندان كه نشان قدمهایش بر آن راهرو سرد و نمور
كه چون خاك علفزار نرم و هموار می نمود، بر جای ماند
باشد كه هیچیك از این نشانها هرگز محو نگردد
زیرا هر نشان فریاد ستمدیده ای است
كه از ستم جباری در پیشگاه خداوند دادخواهی می كند
شیلن: قلعه ای در غرب سوئیس، محل زندانی شدن فرانسوا بنیوار قهرمان شعر لرد بایرون
ترجمه این شعر از دكتر الهی قمشه ای می باشد
- برچسب ها: ژرژ گوردن بایرون، آزادی، فرانسوا بنیوار، George Gordon Byron،
- دنبالک ها: George Gordon Byron ،
تبلیغات 